الشيخ أبو الفتوح الرازي
60
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
باشد كه : اللهم اغفر لابي اذا آمن . و روايتى دگر آن است كه : او اظهار ايمان كرد بر ابراهيم و گفت : من مؤمنم . ابراهيم - عليه السلام - براى او استغفار كرد ، چنان كه گفت : وَاغْفِرْ لأَبِي إِنَّه كانَ مِنَ الضَّالِّينَ ( 1 ) ، گفت : بيامرز پدرم را كه او از جملهء ضالان بود ، نگفت از جملهء ضالَّان است . و بعضى دگر گفتند : وعده ابراهيم داد پدرش را به استغفار ، و اين قول نيك نيست براى آن كه خلاف ظاهر قرآن است ، و اين قول مقتضى آن باشد كه ابراهيم - عليه السلام - استغفار نكرد بل وعدهء استغفار داد ، و حق تعالى نه چنين گفت ، بل گفت : نبود استغفار ابراهيم پدرش را الَّا از وعدهاى كه داد او را پس استغفار و حسن او معللّ بكرد به وعده . و اگر وعده وعدهء استغفار بودى ، معلَّل بودى به نفس خود ، و الشّىء لا يعلل بنفسه . و قوله : * ( وَعَدَها إِيَّاه ) * ، در وعد ضمير مرفوع مستكنّ است ، و ضمير پدر باشد و « ها » ضمير منصوب متّصل است براى آن كه مفعول اول وعده است و رجوع [ او ] ( 2 ) با موعده است ، و * ( إِيَّاه ) * ، ضمير منصوب منفصل است بر مفعول دوم وعده . آنگه بيان ديگر در آن كه وعده از پدر بود به ايمان ، آن است كه گفت : * ( فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه أَنَّه عَدُوٌّ لِلَّه تَبَرَّأَ مِنْه ) * ، چون پيدا شد ابراهيم را - عليه السلام - كه او دشمن خداى است و آن وعده خلاف است و آن اظهار ( 3 ) ايمان نفاق است [ از ] ( 4 ) او تبرّا كرد و بيزار شد . و بعضى مفسّران گفتند : اين علم ابراهيم و اين بيان روز قيامت باشد كه او پندارد كه عمّش مؤمن بود و آن وعده حق بود و در آيد و گويد : اللهم ابي اللهمّ ابي ، بار خدايا پدرم پدرم ! حق تعالى گويد : بياريد او را ، بيارندش بر صورت كفتارى ، [ ابراهيم ] ( 5 ) گويد : بار خدايا : اين كيست ؟ گويد : اين عمّ تو است آزر بت تراش ، و او بر كفر بود با تو دروغ گفت و منافق بود . عند آن حال ابراهيم از او تبرّا كند * ( إِنَّ إِبْراهِيمَ لأَوَّاه حَلِيمٌ ) * ، كه ابراهيم اوّاه بود و بردبار . در معنى اوّاه ، چند قول گفتند : شهر بن حوشب روايت كرد به روايتى مرسل كه ، رسول - عليه السلام - گفت : چون او را پرسيدند از اوّاه گفت : الاوّاه ، الخاشع
--> ( 5 - 4 - 1 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 86 . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 3 ) . بم : ظاهر .